الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

36

منطق مقارن (فارسى)

* موضوع منطق حال كه ميزان تشخيص موضوع را دانستيم ، ببينيم موضوع منطق چيست ؟ موضوع منطق عبارت است از : " معقولات « 1 » ثانيه‌اى " كه ما را به مجهولات برسانند « 2 » زيرا در مسائل منطقى ، مجهولات و احكامى كه ذكر ميشوند بدون واسطه بر معقولات مزبور حمل ميشوند و عرض ذاتى آنها هستند . و گفتيم كه موضوع هر علم آن چيزى استكه از عوارض ذاتى آن در علم مزبور بحث شود . معرف بخودىخود ، اقتضاى مساوات و اجلى بودن را دارد - چنان كه خواهد آمد - و قياس بخودىخود اقتضا دارد كه در شكل اول ، كبرى حتما كلى باشد . و همچنين . . . چنان كه معقولات ثانيه مزبور ( معرفيت و قياسيت و . . . ) هستند كه بخودىخود اقتضاى آن را دارند كه ما را به مجهولات برسانند و غرض از علم منطق هم همين است . چه اينكه هرگونه مقدمات و مبادى علوم ، هنگامى كه تحت معقولات ثانيه و شرايط آن ، مانند كليت و معرفيت و قياسيت و غيره وارد شوند ، آنوقت كاشف مجهولات خواهند بود بنابراين اگر بگوئيم موضوع علم منطق آن معلومات تصورى و تصديقى هستند كه ما را بمجهول ميرسانند ، در حقيقت گفته‌ايم كه موضوع منطق معقولات

--> ( 1 ) - معقولات ثانيه عبارتند از آندسته از معقولات ، كه بر معقولات اولى عارض مىشوند و در مرتبه دوم از تصورند . مانند كليت و جزئيت و معرفيت و قضيه بودن و مانند اينها . ( 2 ) - اين قيد به جهت آن است كه از معقولاتى مانند وحدت ، وجود ، و امثال اينها ، احتراز شود ، اينها هرچند معقولات ثانيه هستند ، لكن وسيله كشف مجهول نمىشوند ، يعنى قانون فكر نميباشند .